
پروین
1907 to 1941, Tabriz
چیزهای کوچک سخن میگویند. سوزن، مورچه، آینه؛ همه با درسی.
گنجشک خرد گفت سحر با کبوتری
کآخر تو هم برون کن ازین آشیان سری
آفاق روشن است، چه خسبی به تیرگی
روزی بپر، ببین چمن و جوئی و جری
A small sparrow said at dawn to a pigeon: won't you too lift your head from this nest? / The horizons are bright — why do you sleep in darkness? Fly a day, go see the meadow, the stream, the brook.